<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>فرداهای من </title>
<link>http://mx.blogfa.com/</link>
<description>برای من هم فردایی هست .</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 15 Dec 2009 09:41:17 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا برجاست</title>
<link>http://mx.blogfa.com/post-180.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=posts align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=posts align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=3&gt;شدم بيگانه با هستی زخود بيخود تر از مستی&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=posts align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=posts align=right&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=posts align=right&gt;&quot;عجب رسميه رسم زمونه&quot; ديشب اين جمله را بارها بارها با خودم تكرار كردم اين رسم زمونه گاهي وقت ها خيلي چيزها به آدم ياد ميده..... ياد ميده كه نبايد تو اين زمونه خيلي ساده و بي ريا باشي...&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=posts align=right&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=posts align=right&gt;چطور مي شه كه آدمها نسبت به هم بي اعتماد ميشن.....اين حس وقتي بيشتر تقويت ميشه كه از دوستان نزديك و اطرافيان اين عملكرد را ميبيني البته مهم نيست كه چقدر يك نفر را مي شناسي و چقدر باهاش آشنايي داري ولي وقتي مي بيني بهت بي اعتماد است حس بدي بهت دست ميده و سعي ميكني كه تنها باشي و ريشه تنهايي آدمها در بي اعتمادي نسبت به يكديگر است.....&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=posts align=right&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=posts align=right&gt;به نظر من آدم تنها باشه بهتره تا اينكه دوستان زيادي داشته باشي و لي بهت بي اعتماد باشند......&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=posts align=right&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=posts align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=posts align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=posts align=right&gt;یادمان باشد &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=posts align=right&gt;&lt;BR&gt;اگر خاطرمان تنها شد &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یادمان باشد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اگر این دلمان بی کس شد &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;طلب مهر ز هر چشم خماری نکنیم &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یادمان باشد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;که در این بهر دو رنگی و ریا &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دگر حتی طلب آب ز دریا نکنیم &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یادمان باشد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اگر از پس هر شب روزیست &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دگر آن روز پی قلب سیاهی نرویم &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یادمان باشد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اگر شمعی و پروانه به یکجا دیدیم &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;طلب سوختن بال و پر کس نکنیم &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ولی آخر تو بگو با دل عاشق چه کنم؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یاد من هست طلب عشق ز هر کس نکنم&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گو تو آخرکه نه انصاف و نه عدل است و نه داد &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دل دیوانه من بهر که افتاده به خاک؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Dec 2009 09:41:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mx&amp;postid=180</comments>
<dc:creator>mx</dc:creator>
<guid>http://mx.blogfa.com/post-180.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ياد خدا آرام بخش قلب هاست</title>
<link>http://mx.blogfa.com/post-179.aspx</link>
<description>&lt;H3&gt; &lt;/H3&gt;
&lt;P&gt; همينطوري يكدفعه از خواب پريدم نگرانش شدم نگاش كردم ديدم مثل فرشته ها خوابيده چه خواب معصومانه اي.... ديگه تا صبح خوابم نبرد بغلش كردم نفس گرمش كه به من ميخورد آرامش پيدا مي كردم همش با خودم مي گفتم خدايا اين فرشته كوچولوي منو خودت حافظش باش..... خدايا دخترمو به خودت مي سپارم.....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;افكار منفي ذهنم را رها نمي كرد خواب به چشمانم نمي آمد خيلي دلشوره داشتم سرم گيج مي رفت و دست و دلم مي لرزيد داشتم ديونه مي شدم 7 تا قل هو والله خوندم تا آروم بشم .....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مطلب زير برگرفته از سايت  &lt;A href=&quot;http://www.mardoman.net/?sn=articles&amp;pt=full&amp;id=1292&quot; target=_blank&gt;مردمان&lt;/A&gt;  است&lt;/P&gt;
&lt;H3&gt; 
&lt;H1&gt;مراقب افکارتان باشید-مثبت اندیشی&lt;/H1&gt;&lt;IMG class=artiacleMainPhoto src=&quot;http://www.mardoman.net/files/articles//974.jpg&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt; آیا تـا به حال به این موضوع فکر کرده اید که همیشه و در&lt;BR&gt;هـمه زمان ها در حال فکر کردن هستید—و هر چه که در&lt;BR&gt;این جهان اتفاق می افتد، از یک فکر شروع می شود؟ در&lt;BR&gt;این مقاله قصد داریم راه های ساده ای را به شما معرفی&lt;BR&gt;کـنـیم تا از طریـق آن بـتوانـیـد افـکارتان را کنترل کنید و به&lt;BR&gt;موفقیت و خوشبختی دست یابید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از افکارتان آگاه باشید &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ابـتـدا سعـی کنـیـد از بـیرون و به عنوان یک غریبه به افکار&lt;BR&gt;خـودتان نـگاه کـنـیـد و تـصور کنیـد کـه ایـنـها افـکـار خودتان&lt;BR&gt;نیستند و متعلق به فرد دیگری میباشند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حتی ممکن است به خاطر این افکار از کوره در بروید اما اشکالی ندارد، این واکنش کاملاً طبیعی است، مخصوصاً برای شما که تازه کارتان را شروع کرده اید. وقتی با این مشکل روبرو شدید، بهترین کار این است که سریعاً از آن فکر بیرون آیید و بار دیگر بررسی افکارتان را به عنوان یک غریبه آغاز کنید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از افکارتان آشفته و ناراحت نشوید. سعی نکنید افکارتان را محکوم یا توجیه کنید. سعی نکنید آنها را کنترل کنید. فقط نگاهشان کنید. بعد از مدتی، متوجه خواهید شد که چه افکار منفی در سر دارید. حال می توانید روی افکار مثبتی که میتوانید آنها را جایگزین آن افکار منفی کنید تمرکز کنید. باید تلاش کنید تا افکار غیر ضروری را در ذهنتان از بین برده و میزان افکار ضروری و مثبت را بیشتر کنید. خودتان را به کاری مشغول کنید. غذا خوردن، تنفس عمیق، و تمرینات ریلکسیشن نیز می تواند به شما برای کنترل افکارتان کمک کند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;افکار منفیتان را  بشناسید &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دفتری برای گزارش روزانه تهیه کرده و افکارتان را در آن بنویسید. وقایع و اتفاقات روزانه تان را نیز در آن بنویسید. آیا مطالبتان مثبت، مناسب، و کافی بوده است یا گیج کننده، زیادی و منفی؟ آیا قادر به تشخیص فاصله بین اتفاق و عکس العمل خودتان هستید؟ اگر جوابتان مثبت است، آیا می توانید افکار منفیتان را در آن لحظه پیش بینی کنید؟ اگر جوابتان منفی است، برای تشخیص این فواصل چه می توانید بکنید؟ آیا بین افکار و کلماتتان تفاوت وجود دارد؟ اگر وجود دارد به نظرتان قابل توجیه است؟ آیا راه بهتری برای هماهنگ کردن افکار و کلماتتان سراغ دارید؟  آیا پاسخهای کلامیتان کاملاً ضروری، مناسب و کافی بوده اند؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بعضی وقت ها ما به کسی یا با خودمان حرف می زنیم، یا در مورد چیزی فکر میکنیم. از خودتان بپرسید چه چیز انگیزه صحبت کردن و شروع یک مکالمه را به شما می دهد. آیا آن مکالمه به نظرتان ضروری بوده است؟ هدف آن چه بوده؟ آیا هدف را عملی کرده است؟ اگر کرده از خودتان بپرسید چرا؟ آیا کلماتی غیر ضروری و منفی نیز بر زبانتان آمده است؟ آیا کلماتی که در فکر کردن، حرف زدن با خود و صحبت کردن با دیگری بر زبانتان آمده است، مناسب، کافی و مثبت بوده اند؟ آیا پس از این مکالمه احساس رضایت داشته اید؟ آیا می توانید راه هایی برای ارتقاء عملکردتان در صحبت کردن و فکر کردن پیدا کنید؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یادتان باشد که دفتر گزارش روزانه برای شروع کار است تا بتوانید با افکار منفیتان آشنا شوید. بهتر است همان موقع که این افکار به وجود می آیند آنها را بررسی کنید و برای تحلیل های آتی رهایشان نکنید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از بین بردن افکار منفی &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خورشید بزرگی را تصور کنید که نور زیادی منعکس می کند. از این نور قوی برای کشتن افکار، احساسات، و تصاویر منفی و ناخواسته خود استفاده کنید. از این خورشید فرضی به عنوان سلاحی گوش به زنگ استفاده کنید که به طور اتوماتیک هر فکر منفی را شناسایی کرده و با تشعشع خود از بین می برد. یادتان باشد دوست شماست و به شما وفادار می ماند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تعداد دفعاتی که به این خورشید نیازمند شده اید را یادداشت کنید. این میزان تدریجاً رو به افزایش می رود و بعد ناگهان کاهش می یابد، چون ابتدا  رفته رفته توانایی شما برای شناسایی افکار منفیتان بیشتر می شود. کاهش شدید تعداد دفعات هم به این خاطر است که چیزی که از آن استفاده نشود (در این مورد افکار منفی که مورد استفاده مان قرار نمی گیرند) کم کم از بین می روند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;افکار منفی را با افکار مثبت جایگزین کنید &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;قدم اساسی در این روند، جایگزین کردن همه افکار منفی با افکار مثبت است. هرچه فاصله بین شناسایی افکار منفی و جایگزین کردن آن با افکار مثبت کمتر باشد بهتر است. طولانی بودن این فاصله، تاثیر افکار مثبت را کاهش می دهد. موفقیت و خوشبختی ما بستگی به تشخیص درست اهدافمان و دنبال کردن آنها دارد، و این دو کار نیز به نوبه خود به کنترل افکارمان بستگی دارند. کیفیت افکار ما، کیفیت نتایجی که به دست می آوریم را تعیین می کند. افکار ما قادرند صورت خارجی به خود بگیرند، چراکه در انتقال انرژی به سمت شرایط فیزیکی و ذهنی به کار می روند. موقعیت های خارجی می توانند بر افکار ما تاثیر بگذارند، اما فقط تا آن اندازه که افکارمان به آنها اجازه می دهند. پس تا می توانید مثبت فکر کنید، مثبت حرف بزنید، و نقل قول های مثبت بزرگان را بخوانید. دور و برتان را پر کنید از پوسترها و عکس هایی که پیام هایی مثبت ارائه می دهند. آنها را روی میزتان بچینید، به آینه توالت بچسبانید، به دیوار آویزان کنید یا هرطور دیگری که می توانید آنها را جلوی چشمانتان نکاه دارید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;یادتان باشد که این پیام ها در طولانی مدت اثر می کنند. پس جای آنها یا محتوایشان را هر از گاهی تغییر دهید. به هیچ عنوان اجازه ندهید تا این افکار در ذهنتان ضعیف شوند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این پیام ها را به طور مناسب در پاسخ به افکار منفی خود استفاده کنید. پاسخ های شما به افکار منفیتان باید کاملاً مثبت باشند. مثلاً اگر فکر منفی مثل &quot;من هیچوقت نمی توانم موفق شوم&quot; به ذهنتان آمد، جوابی مثل &quot;خورشید این فکر را از بین ببر، من می توانم&quot; کافی نخواهد بود. این نوع جایگزینی تاثیرگذار نخواهد بود، چون مثل فکری امیدوارانه می ماند و فاقد اطمینان، عمق، و نفوذ است. بهتر است این افکار جایگزین را به صورت اهدافی معین و خاص ایجاد کنید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در این مورد فکر &quot;من می توانم موفق شوم. با شکست های سابق تجربه زیادی کسب کرده ام و می دانم باید به چه نکاتی توجه بیشتری پیدا کنم. من این نکات را گرد آورده و راه هایی برای بهبود و ارتقاء خود پیدا می کنم. باید برنامه ریزی کنم و بعد مطابق با آن رفتار کنم. هیچ دلیل وجود ندارد که من نتوانم موفق شوم. با برنامه ریزی، اجرا، کنترل، شناسایی و عمل در راستای اهدافم قطعاً موفق خواهم شد. در واقع من فکر می کنم همین الان هم به موفقیت دست یافته ام اما زمان من را از آن جدا کرده است. هر کاری لازم باشد برای رسیدن به موفقیت انجام می دهم. هیچ مانعی نمی تواند من را از هدفم بازدارد. باید راهم را پیدا کنم، و اگر هیچ راهی وجود نداشته باشد، خودم یک راه جدید می سازم.&quot;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تقویت افکار &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;افکاری مثل این را می توان با احساسات و تصاویر دیگری تقویت کرد. این کارها ممکن است بیشتر از یک جایگزینی ساده با افکار مثبت طول بکشد، اما بسیار تاثیرگذارتر هستند و شما را قادر می سازند تا اهدافتان را به گام های عملی تقسیم کنید. به اتفاقات خوبی که در گذشته برایتان افتاده است فکر کنید. با این روشها افکارتان شکال مثبت به خود می گیرند و احساسات و افکارتان یکدیگر را تقویت می کنند، که به صورت کلی باعث می شود رفتار و افکار مثبت داشته باشید.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/H3&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 11:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mx&amp;postid=179</comments>
<dc:creator>mx</dc:creator>
<guid>http://mx.blogfa.com/post-179.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عيد غدير بر شيعيان مبارك................</title>
<link>http://mx.blogfa.com/post-178.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1&gt;&lt;FONT color=#008000 size=5&gt;علی در عرش بالا بی نظیراست &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1&gt;&lt;FONT color=#008000 size=5&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1&gt;&lt;FONT color=#008000 size=5&gt;علی بر عالم  و آدم  امیر  است&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1&gt;&lt;FONT color=#008000 size=5&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1&gt;&lt;FONT color=#008000 size=5&gt;به  عشق نام  مولایم   نوشتم&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1&gt;&lt;FONT color=#008000 size=5&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;چه عیدی بهتر از عید غدیر است&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#008000&gt;   &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000000 size=5&gt;يكتا كوچولوي ما هم بهتر شده پانسمان دستش را باز&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; size=5&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; كرديم&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1&gt;&lt;A href=&quot;http://www.myimagehosting.com/7291nqEcp-114190.pic&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;Click to show it on original size!&quot; src=&quot;http://www.myimagehosting.com/7291nqEcp-114190.pic&quot; width=462 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1&gt;&lt;A href=&quot;http://www.myimagehosting.com/7291nqEcp-114189.pic&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;Click to show it on original size!&quot; src=&quot;http://www.myimagehosting.com/7291nqEcp-114189.pic&quot; width=462 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1 align=right&gt;اين عكسها قبل از باز شدن پانسمان است در شب نامزدي پسرخاله ام گرفته شده ......&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1 align=right&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1 align=right&gt;دخترم خيلي خيلي سر و زبون دار شده مياد پيش من ميگه: ببخشيد يه ليوان آب به من بده....&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1 align=right&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1 align=right&gt;منم كلي قربون صدقش ميرم و بهش آب ميدم...........&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1 align=right&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1 align=right&gt;بعد كه بهش آب ميدم ميگه: مامان من خيلي تو رو دوست دارم.....&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1 align=right&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1 align=right&gt;آخه ميگيد من چكار كنم با دلبري كردن اين خوشگل خانم.............&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1 align=right&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=ExternalClass534C386B6C6A4FEA81697089943CDDC1 align=right&gt; &lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Dec 2009 04:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mx&amp;postid=178</comments>
<dc:creator>mx</dc:creator>
<guid>http://mx.blogfa.com/post-178.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خدا را شكر</title>
<link>http://mx.blogfa.com/post-177.aspx</link>
<description>خدا را هزار مرتبه شكر به خاطر بزرگيش به خاطر دادن هاش و گرفتن هاش ....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدا را شكر كه به خير گذشت....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روز جمعه ۱۵ آبان ماه سال ۱۳۸۸ ساعت ۳۰/۱۲ با يكتا تو اتاقش در حال بازي كردن بوديم يكتا داشت روي اير واكر (دستگاه ورزشی من ) بازی می کرد ميخواستم لباسهاي يكتا را آماده كنم كه بريم بيرون همين كه برگشتم لباس از كمدش بيارم صداي جيغ و بعد گريه یکتا بلند شد برگشتم ببینم چی شده فقط دیدم از انگشت یکتا مثل فواره داره خون میاد روی دستگاه ورزشی پر از خون و یکدفعه دیدم سر انگشت یکتا نیست .......&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خودم تنها تو خونه هیچکس نبود یکتا را بغل کردم دستمال گرفتم دور انگشتش اما خون قطع نمی شد گریه می کردم کمک می خواستم ولی هیچکس نبود خدایا چی به من می گذشت اون لحظه ها شماره هر کی را می گرفتم اشغال بود تا اینکه با پدرش و مادرشوهرم تماس گرفتم فقط میگفتم کمکم کنید انگشت یکتا ......&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بردیمش بیمارستان نمی دونم چطور همه اومده بودند اونجا یکتا بغل خودم بود دکتر تا دید گفت برید سر انگشتش رابیارید تا پیوند بزنم ولی سر انگشتی نبود انگشت له شده بود.....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد پرستارها بیمارستان فقط می پرسیدند از لحاظ مالی وضعتون خوب هست تا براي بچه ات كاري كنيم فكرشو كنيد تو اون لحظه چه حالي به آدم دست ميده........&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بگذريم خلاصه با عكس و بردن پيش متخصص انگشت يكتا را پانسمان كرديم ...........&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با كلي پارتي بازي از آقاي دكتر فتحي بين چك كردن مريض هاش تو بيمارستان امام خميني وقت گرفتيم تا انگشت را ديد گفت بايد بره اتاق عمل تا پيوند كنيم همه كارهاشو انجام داديم به دكتر گفتم دكتر خودتون عمل مي كنيد گفت انشااله بايد بيهوش بشه ولي يكي از پرستارها گفت خود دكتر عمل نميكنه ميده دستيارها و دانشجوياش نفهميدم چطوري يكتا را اوردم بيرون از بيمارستان........&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بردمش بيمارستان دي گفتند حالا پانسمان مي كنيم تا يكي دو هفته اين انگش رشد كنه اگه احتياج باشه بعدا عمل جراحي ترميمي انجام ميشه............&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همه به من ميگن برو خدا را شكر كن كه سر انگشتش بود از بند انگشت جدا نشده.........&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدايا دوست دارم هميشه هميشه صداي خنده هاي يكتا فضاي خونه را پر كنه...........&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خنده هاش و صداش به من و پدرش جون ميده انرژي ميده زندگي ميده همه چي ميده............&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدايا شكرت...................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدا قول نداده آسمون هميشه آبي باشه و باغ ها پوشيده از گل&lt;BR&gt;خدا قول نداده زندگي هميشه به كامت باشه  &lt;BR&gt;خدا روزهاي بي غصه و شادي هاي بدون غم وسلامت بدون درد راهم قول نداده&lt;BR&gt; خدا ساحل بي طوفان ،آفتاب بي بارون و خنده هاي هميشگي رو هم قول نداده &lt;BR&gt;خدا قول نداده كه تو رنج و وسوسه و اندوه را تجربه نكني&lt;BR&gt;خدا جاده هاي آسون و هموار، سفرهاي بي معطلي را هم قول نداده &lt;BR&gt;خدا قول نداده كوه ها بدون صخره باشند و شيب نداشته باشند ، رود خونه ها گل آلود و عميق نباشند  &lt;BR&gt; قول داده ؟  &lt;BR&gt;ولي خدا يك روز خوب را قول داده&lt;BR&gt; خدا روزي روزانه ،استراحت بعد از هر كار سخت و كمك توي كارها و عشق جاودان را قول داده &lt;BR&gt;عجب روزي ميشه اون روز&lt;BR&gt; پس نا ملايمات زندگي را شكر بگو و فقط از خودش كمك بگير  كه او جاودانه است وبس &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 04:22:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mx&amp;postid=177</comments>
<dc:creator>mx</dc:creator>
<guid>http://mx.blogfa.com/post-177.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جريان زندگي</title>
<link>http://mx.blogfa.com/post-176.aspx</link>
<description>بعضي وقتها جريان زندگي آنطور كه دلت مي خواهد پيش نمي رود.......خلاف تمام خواسته ها و آرزوهاي توست......&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در اين وقت ها دلت ميخواهد زمين و زمان را به هم بريزي تا به خواسته ات برسي....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;يكي مي گفت جريان زندگي چيزي جز مبارزه ميان عاطفه و عقل نيست...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;درسته زندگي يك مسير هموار نيست چه زندگي شغلي و چه زندگي خانوادگي. نبايد در جريان مشكلات عقب كشيد بلكه بايد از گردنه هاي زندگي عبور كرد تا به قله رسيد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;IMG src=&quot;http://www.bestdealinsurance.co.uk/images/home/life.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من اين عكس را خيلي دوست دارم نمي دانم چرا يه حس خوبي بهم دست ميده يه حس مثل همين جريان زندگي از نوع خوبش...............&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 04:09:10 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mx&amp;postid=176</comments>
<dc:creator>mx</dc:creator>
<guid>http://mx.blogfa.com/post-176.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>يا ضامن آهو</title>
<link>http://mx.blogfa.com/post-175.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;مرا طلای گنبد تو بی قرار می‌کند &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;کسی مرا به دوش ابرها سوار می‌کند &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;خیال می‌کند که دیدن تو قسمتش شده &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;همین کسی که دارد از خودش فرار می‌کند &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;يازدهم ذى القعده سال 148 هجرى كه امام رئوف ما زاده شد، &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;وعلى بن موسى الرضا عليه السلام به عنوان سرچشمه اى از نيكى ومهربانى&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; وهدايت رخ نمود، پناهگاهى پديد آمد كه خدا پرستان را در خود گرد آورد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;زاد روز آن رهبر هشتمين بر شيفتگان حضرتش خجسته باد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;IMG src=&quot;http://www.iranmania.com/cards/cardimages/actual/imam_reza_6.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 28 Oct 2009 07:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mx&amp;postid=175</comments>
<dc:creator>mx</dc:creator>
<guid>http://mx.blogfa.com/post-175.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روز دختر</title>
<link>http://mx.blogfa.com/post-174.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;روز دختر مبارک&quot; src=&quot;http://i33.tinypic.com/nf49ye.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;ميلاد حضرت معصومه (س)  و همچنين روز دختر را به همه دختراي گل دنيا تبريك مي گم روزتون مبارك&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;روز دختر را به دختر گلم خانوم خوشگلم عزيز دلم &lt;FONT color=#cc0033 size=4&gt;يكتا &lt;/FONT&gt;هم تبريك ميگم .....&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;دختر عروسكم &lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;يكتاجون روزت مبارك.... دوست دارم خيلي زياد&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;..................&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/18.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/18.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/18.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/20.gif&quot;&gt;. &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;دختر يكيش پادشاه ...دوتاشم لطف خدا &lt;BR&gt;سه تاش بكن خوشحالي...چهارتاش هزار تا دعا &lt;BR&gt;پنج تاش پر از نعمته...شش تاش ديگه رحمته &lt;BR&gt;هفت تاش چراغ خونه...هشتاش عزيز دردونه &lt;BR&gt;اينرو بدون در آخر... هر چي كه بيشتر باشه &lt;BR&gt;عطر گل و جوونه...مي پيچه توي خونه &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.myimagehosting.com/7291nqEcp-110858.pic&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;Click to show it on original size!&quot; src=&quot;http://www.myimagehosting.com/7291nqEcp-110858.pic&quot; width=462 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.myimagehosting.com/7291nqEcp-110860.pic&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;Click to show it on original size!&quot; src=&quot;http://www.myimagehosting.com/7291nqEcp-110860.pic&quot; width=462 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.myimagehosting.com/7291nqEcp-110857.pic&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;Click to show it on original size!&quot; src=&quot;http://www.myimagehosting.com/7291nqEcp-110857.pic&quot; width=462 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;اینم تصاویر جشن کوچکی که ما برای یکتا خانوم گرفتیم ....&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;دیروز یکتا گله کلی تلفن داشت مادر بزرگش- خاله هاش- عمه اش و  هدایایی که براش به مناسبت روز دختر فرستادند دست گل همشون درد نکنه.....&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 20 Oct 2009 09:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mx&amp;postid=174</comments>
<dc:creator>mx</dc:creator>
<guid>http://mx.blogfa.com/post-174.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خفقان</title>
<link>http://mx.blogfa.com/post-173.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;مشت می کوبم بر در &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;پنجه می سایم بر پنجره ها &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt; من دچار خفقانم خفقان &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt; من به تنگ آمده ام از همه چیز&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;بگذارید هواری بزنم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt; ای&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;با شما هستم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;این درها را باز کنید &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;من به دنبال فضایی می گردم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;لب بامی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt; سر کوهی دل صحرایی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;که در آنجا نفسی تازه کنم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;آه &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt; می خواهم &lt;B&gt;فریاد&lt;/B&gt; بلندی بکشم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;که صدایم به شما هم برسد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;BR&gt;من به &lt;B&gt;فریاد&lt;/B&gt; همانند کسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;که نیازی به تنفس دارد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt; مشت می کوبد بر در &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;پنجه می ساید بر پنجره ها &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;محتاجم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt; من هوارم را سر خواهم داد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;چاره درد مرا باید این داد کند &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;از شما خفته چند &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;چه کسی می اید با من &lt;B&gt;فریاد&lt;/B&gt; کند ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; (فريدون مشيري)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بسیاری از ما، از بسیاری چیزها می نالیم و از بسیاری چیزهای دیگر دلخوریم و بسیاری از این بسیارهای دیگر. راهی برای برون رفت از خیلی از مشکلات نمی یابیم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شاید بخشی از این مشکلات، ناشی از این است که با هم گفتگو نمی کنیم. یعنی اینکه با هم حرف نمیزنیم از چیزهایی که باید در باره شان حرف بزنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همکاران اگر بخواهند حرف بزنند بستری موجود در آن فضایی است که فقط یا غر میزنند یا زیرآب یکدیگر را، یا در حال بدگویی از کسی و چیزی هستند و یا در حال جوک گفتن و یا در حال لودگی.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خفقان در همه جا بيداد مي كند حتي در شركت ها و اداره ها....&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;من اين خفقان را به عينه  ديدم و لمس كردم....&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همين ديروز يه مطلبي نوشتم در مورد گوشت بوقلمون در پرتال داخلي شركت و هيچ منظوري هم نداشتم ولي يك عده بي جنبه و عقده اي چه برداشت هايي از اين كردند كه در نبود من اين مطلب را حذف كردند به حال خودم افسوس خوردم كه در  جامعه اي زندگي مي كنم كه از گوشت حرف زدن هم جرم محسوب مي شود....&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; د رجامعه اي كه اگر در مورد چيزي كه اصلا سياسي نيست هم اظهار نظر كني سريع باهات برخورد مي شود اين است جامعه امروزي ما خفقان خفقان خفقان......&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Oct 2009 00:46:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mx&amp;postid=173</comments>
<dc:creator>mx</dc:creator>
<guid>http://mx.blogfa.com/post-173.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>كاش بعضي خوابها حقيقت داشت...</title>
<link>http://mx.blogfa.com/post-172.aspx</link>
<description>رفتم پيش مدير عامل مشكلات خانمهاي اداره را بازگو كردم و براي ايشان توضيح دادم گفتم يا شانس يا اقبال يا ايشان گوش مي دهند و راه حلي ارائه ميدن يا بنده را اخراج مي كنند....
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولي با كمال تعجب با روي گشاده به تمام مشكلات گوش دادند و سريع به معاون خود دستور دادند كه اين مشكلات(ساعات كار خانمها، قرارداد آنها، مهدكودك فرزندانشان، وام مسكن و ... ) پي گيري شود و از من هم به خاطر اينكه ايشان را در جريان مشكلات قرار دادم تشكر كردند.....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و طي حكمي من را به عنوان مشاور امور بانوان منصوب كردند و همچنين با دادن وام بنده نيز موافقت كردند...........&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من كه در پوست خود نمي گنجيدم و از خوشحالي مي خواستم فرياد بزنم يكدفعه احساس كردم كسي دارد من را تكان مي دهد همسرم بود گفت پاشو ادارت دير نشه .....من از خواب بيدار شدم ديدم همه اين داستان خواب بود..............&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اي كاش بعضي خوابها به حقيقت مي پيوست....................دوست داشتم بخوابم و بقيه خواب را ببينم .........&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر شب به اميد ديدن بقيه خوابم زود به رختخواب مي رم ببينم دنباله خواب من به كجا ختم مي شود ولي افسوس......&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;كاش در جامعه ما اينقدر آزادي بيان بود كه بدون هيچ دغدغه اي مي رفتيم و مشكلات خود را با مدير مطرح مي كرديم بدون ترس از دست دادن كارمون...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=Georgia color=#660000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;در خواب ناز بودم شبی    &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=Georgia color=#660000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;                دیدم کسی در میزند&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#660000&gt;                          در را گشودم روی او&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#660000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;                                     دیدم غم است در میزند&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#660000&gt;   ای دوستان بی وفا&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#660000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;             از غم بیاموزید وفا.....&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#660000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;                       غم با همه بیگانگی &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#660000 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;                                   هر شب به من سر میزند&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 04 Oct 2009 04:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mx&amp;postid=172</comments>
<dc:creator>mx</dc:creator>
<guid>http://mx.blogfa.com/post-172.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آسان گرفتن زندگي</title>
<link>http://mx.blogfa.com/post-171.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هميشه سعي كردم زندگي را آسان بگيرم تا به من سخت نگذرد .... باخنده، با گذشت، با صبوري با محبت كردن به ديگران با احترام گذاشتن با شوخي كردن با صداقت و ....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما انگار اين خصلت ها بعضي وقتها وظيفه ميشه كه اگه انجام ندي ديگران ازت توقع دارند كه چرا عوض شدي چرا تغيير كردي چرا ديگه محبت نمي كني چرا و هزاران چراهاي ديگر....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتي دروغي از دوست يا همكار مي شنوي وقتي بي محبتي مي بيني... تو حق اعتراض نداري حق با اونهاست.....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اونها هر جوري دوست دارند مي تونند با تو رفتار كنند ....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولي چرا من نمي تونم مثل اونها باشم .... چرا نمي تونم انتقام بگيرم .... بي محبتي كنم ....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چقدر زود بديهاشونو  فراموش مي كنم .... چقدر زود دروغهاشونو از ياد مي برم... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; شايد اين خصيصه به خاطر مونث بودن من است....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ولي خوبه بعضي وقتها بي رحم بود... بي خيال همه چيز... خيلي خيلي خونسرد ... برات رفتارشون و كردارشون و دروغهاشون و حرفهاشون اصلا اهميت نداشته باشه....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بگذريم ....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با ديدن اين عسلكم اين گلم اين فرشته زندگيم سعي مي كنم به اين افكار منفي فكر نكنم و با انرژي مثبت زندگي كنم و اين انرژي را به دخترم و همسرم انتقال بدم ..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خيلي دوست دارم يكتا جون ....&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.myimagehosting.com/7291nqEcp-109267.pic&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;Click to show it on original size!&quot; src=&quot;http://www.myimagehosting.com/7291nqEcp-109267.pic&quot; width=462 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.myimagehosting.com/7291nqEcp-109266.pic&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;Click to show it on original size!&quot; src=&quot;http://www.myimagehosting.com/7291nqEcp-109266.pic&quot; width=404 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;زندگی چیست؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;BR&gt;زندگی یک گُل سرخ&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;BR&gt;که من از بوتة  احساس خودم می چینم&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;BR&gt;لب یک پنجره ی آبی چوبی&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;BR&gt;به تماشای جریان سرخی اش می شینم&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;BR&gt;لب این پنجره تا این گُل هست&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;BR&gt;می توان تا قله های اوج رفت&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;BR&gt;می شود پرنده بود&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;BR&gt;از درٌه های غم گذشت....&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 23 Sep 2009 05:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mx&amp;postid=171</comments>
<dc:creator>mx</dc:creator>
<guid>http://mx.blogfa.com/post-171.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
