تبليغاتX
فرداهای من - كنارم بخواب
برای من هم فردایی هست .
 
خدا دوست دارد لبی که ببوسد...
 
 
 
 
 
کنارم بخوابو به دورم بتابو

از این لب بنوش چو تشنه که آبو  

گل آتشی تو حرارت منم من

که دیوانه‌ی بی‌قرارت منم من  

خدا دوست دارد لبی که ببوسد

نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد
 
خدا دوست دارد من و تو بخندیم

نه در جاهلیت بپوسیم، بگندیم 
 
کنارم بخوابو به دورم بتابو

از این لب بنوش چو تشنه که آبو  

گل آتشی تو حرارت منم من

که دیوانه‌ی بی‌قرارت منم من  

بخواب آرام پیش من، لبت را بر لبم بگذار

مرا لمسم کن و دل را به این عاشق‌ترین بسپار

بخواب آرام پیش من، منی که بی تو می‌میرم
 
لبت را بر لبم بگذار که جان تازه می‌گیرم
 
خدا دوست دارد لبی که ببوسد

نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد 
 
خدا دوست دارد من و تو بخندیم 

 نه در جاهلیت بپوسیم، بگندیم  

کنارم بخوابو به دورم بتابو

از این لب بنوش چو تشنه که آبو  

گل آتشی تو حرارت منم من

که دیوانه‌ی بی‌قرارت منم من  
  
 
شعر مربوط به دکتر شاهکار بینش پژوه 
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 10:47  توسط مریم   |