تبليغاتX
فرداهای من
برای من هم فردایی هست .

روز چهارشنبه ۲۶/۳/۸۸ مصادف بود با چهارمين سالگرد ازدواج من و همسري..........

اما به خاطر آبله مرغون گرفتن يكتا نتونستيم جشن بگيريم.......

آبله مرغون گرفتن يكتا درست مصادف شد با سالگرد ازدواج ما.............

خيلي حالمون گرفته شد البته من بيشتر به خاطر يكتا خيلي دخترم اذيت شد..........ببينيد و نظر دهيد............

Click to show it on original size!

 

Click to show it on original size!

 

Click to show it on original size!

 

 

Click to show it on original size!

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 10:3  توسط مریم   | 

قسم به عشقمون قسم
همش برات دلواپسم
قرار نبود اینجوری شه
یهو بشی همه کسم

راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم

راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم

به ملاقات آمدم ببین که دل سپرده داری
چگونه عمری از احساس عشق شدی فراری
نگاهم کن دلم را عاشقانه هدیه کردم
تو دریا باش و من جویبار عشقو در تو جاری

من از پروانه بودن ها
من از دیوانه بودن ها
من از بازی یک شعلهٔ سوزنده که آتش زده بر دامان پروانه نمی ترسم

من از هیچ بودن ها
از عشق نداشتن ها
از بی کسی و خلوت انسانها می ترسم

راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم

راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم

من از عمق رفاقت ها
من از لطف صداقت ها
من از بازی نور در سینهٔ بی قلب ظلمت ها نمی ترسم

من از حرف جدایی ها
مرگ آشنایی ها
من از میلاد تلخ بی وفایی ها می ترسم

راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم

راستی چی شد ، چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم

(معین)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 14:16  توسط مریم   | 

اين روزها حس و حال عجيبي دارم نمي دونم چرا....شايد به خاطر فصل بهار باشه...ولي در هر صورت اين آهنگ گوگوش خيلي با حس من جور درمياد....

گریه کنم یا نکنم
حرف بزنم یا نزنم
من از هوای عشق تو ، دل بکنم یا نکنم
با این سوال بی‌ جواب ، پناه به آینه می برم
خیره به تصویر خودم ، می پرسم از کی‌ بگذرم

یه سوی این قصه تویی‌
یه سوی این قصه منم
بسته به هم وجود ما
تو بشکنی ، من می شکنم

گریه کنم یا نکنم
حرف بزنم یا نزنم
من از هوای عشق تو ، دل بکنم یا نکنم
گریه کنم یا نکنم
حرف بزنم یا نزنم
من از هوای عشق تو ، دل بکنم یا نکنم

نه از تو می ‌شه دل برید
نه با تو می ‌شه دل سپرد
نه عاشق تو می ‌شه موند
نه فارغ از تو می ‌شه موند
هجوم بن بست رو ببین ، هم پشت سر ، هم رو به رو
راه سفر با تو کجاست
من از تو می پرسم بگو
بن بست این عشق رو ببین ، هم پشت سر ، هم رو به رو
راه سفر با تو کجاست
من از تو می پرسم بگو
گریه کنم یا نکنم
حرف بزنم یا نزنم
من از هوای عشق تو ، دل بکنم یا نکنم
تو بال بسته ی منی‌
من ، ترس پرواز تو ام
برای آزادی عشق از این قفس من چه کنم
گریه کنم یا نکنم
حرف بزنم یا نزنم
من از هوای عشق تو ، دل بکنم یا نکنم

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 14:33  توسط مریم   | 

گاهی از خیال تو دور می شوم

و گاهی محو شده در خیال تو

گاهی در حضور تو

دل تنگ می شوم

و گاهی

محو دیدن تو می شوم

اما چه چیز آرام میسازد مرا...

در سیاهی لحظه ها

دلتنگی هایم را

دلتنگی هایم را........

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 9:11  توسط مریم   |