تبليغاتX
فرداهای من
برای من هم فردایی هست .

مادر يعني عشق

 دل من در پی یک واژه بی خاتمه بود

 

                                               اولین واژه که آمد به نظر فاطمه بود

 

روز مادر و روز زن بر تمام مادران مهربان و زنان فداکار گرامی باد.

 

به تمام مادران دنیا به خصوص  به مادر مهربان و صبور خودم روز مادر را تبریک میگم.

 

 میدونم که هر چقدر برای مادرم کار انجام بدم حتی نمی تونم ذره ای از خوبیهاش مهربونی هاش صبوریهاش را جبران کنم. از مادرم دور هستم خیلی دلم براش تنگ شده دیشب به یاد تمام مهربونی هاش به یاد خنده هاش گریه هاش افتادم فقط تلفنی باهاش صحبت کردم صدای مهربونش یک آرامشی بهم داد انگار تمام غم ها را از یادم برد.....میخوام بگم خدایا مادر خوبم را برای من نگهدار....خدایا خودت بهش سلامتی بده.....میخوام  بگم مادر عزیزم  مادر برگ گلم

 

 خیلی دوست دارم

 

باغبان هستي:

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.

گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.

 

خشم لبريز از مهرباني:

مهرباني و لطافت مادر را بارها ياد کرده ايم و ستوده ايم، ولي من، لحظه هاي ناب خشم و قهر او را نيز مي ستايم؛ لحظاتي که پايم در راه مي لغزيد و سوي بيراهه مي رفتم؛ لحظاتي که دست به خطا مي بردم و از سر جهل راه عصيان پيش مي گرفتم. نه به کلام او دل مي سپردم و نه به نگاه زنهار زده اش وقعي مي نهادم. سر در جيب جهالت فرو کرده، راه خود مي رفتم و او چون کوهي سترگ، راه بر من مي بست. چون رودي خروشان مي خروشيد، آن گونه که خود را خردتر از آن مي ديدم که نافرماني کنم و چه زود پرده جهالتم دريده مي شد و چشم دلم گشوده، و مي ديدم که با آن خشم لبريز از مهرباني اش، چگونه راه مرا بر پرتگاه خطا بسته است و آن گاه، فروتنانه به سپاسش مي نشستم.

 

 

  مادر عزیزم روزت مبارک

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 8:1  توسط مریم   | 

 نمیدونم تعریف شما از خوشبختی چیه؟ اصلا خوشبختی در چی است؟

امروز یک حس غریبی دارم......نمیدونم چطور عنوان کنم......انگار عنوان نکنم بهتر است.....شاید گذر زمان همه چیز را درست کنه......

خوشبختی از جنس یه حسه.خوشبختی نه در داشتن یه ثروت بی حده نه در یه زندگی مرفه.خوشبختی یعنی دل خوش،خوشبختی یعنی درک آرامش،یعنی حس قشنگ رضایت.
معنی خوشبختی،رخ دادن اتفاقات در جهت خواسته ما نیست.روند زندگی خیلی وقت ها بر وفق مراد ما نیست،اما خوشبختی حتی تو همون لحظه هاجاری و زنده است.خوب که نگاه کنی توی سخت ترین و تاریک ترین اوضاع،مثه درخشان ترین ستاره تو شبای تار می درخشه.ممکنه توی همون اتفاقی باشه که با تموم وجود در انتظارش بودی اما درست عکسش رخ داده.اولش ممکنه خیلی دلخور شی و از بخت بدت بنالی ، اما وقتی دلایل پنهان اون رخداد به مرور زمان برات روشن می شه به خاطر
حکمتی که توش مخفی بوده متعجب می شی و حتی می خوای با تموم وجودت به خاطرش خدا رو شکر کنی. خوشبختی همون حسی است که یه چشم تیز بین می خواد که ببینتش،یه نگاه ریزبین می خواد تا اونو بشناسه،یه دقت کافی می خواد تا بین این همه نگاه که ظرافت و دقتشون کم رنگ شده،بفهمدش. خوشبختی درک معنای ارزشمند سلامتی است که داریم ولی ازش غافل شدیم و گاهی حتی نمی بینیمش.همون نعمت ارزشمندیه که قیمت نداره.خوشبختی حس حضور و همراهی خدا در همه دقایق عمره،خوشبختی ایمان داشتن به حمایت خدا در سخت ترین و دشوارترین مسایل زندگیه.
خوشبختی قدرت نشوندن لبخند رو لب مادری است که عمرش رو با هزار امید و آرزوی شیرین صرف به این جا رسوندن تو کرده.خوشبختی حس قشنگ شاد کردن یه دل  غمگینه که وقتی تو شادش می کنی ، امید زندگی رو بهش هدیه می دی و عظمت با شکوه زندگی رو با لطف تودوباره درک می کنه. خوشبختی همون لحظه ای است که حس واضح حضور خدا تو رو از انجام دادن کاری منع می کنه.خوشبختی همون کار خیری است که دور از چشم بقیه فقط به خاطررضایت خدا با عشق انجامش می دی.خوشبختی اینه که بین این همه آدم تو مسلمونی و تو یه خانواده مسلمون دنیا اومدی.
خوشبختی تموم گرفتاری ها و موانعی است که ازش گذشتی.خوشبختی تموم سختی هایی است که با استواری پشت سر گذاشتیش ، خوشبختی اینه که تسلیم نشدی.خوشبختی اینه که کوتاه نیومدی و مسایل در بدترین حالت تو رو از رو نبرده.
حس خوب خوشبختی با همه عظمت بی اندازه، و شیرین و بی انتهاش پیشکشت.آرزو می کنم واسه همیشه در قلب مهربون تو جا داشته باشه. 
 
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 9:57  توسط مریم   | 

قصه خيانت گرچه به نظر مي‌رسد كه قصه‌اي تكراري و تلخ است و زن‌ها آن را معمولا در "اصلا مردها بي‌وفا هستند" خلاصه مي‌كنند؛ اما خيانت مربوط به امروز و ديروز نيست. دكتر آذردخت مفيدي، روانشناس، در اين باره مي‌گويد:" در دوران كودكي بين سنين 3تا 5 سالگي مثلثي عاطفي بين كودك، مادر و پدرش به وجود مي‌آيد. در پسرها به اين اوديپ و در دخترها به آن الكترا مي‌گويند. در اين سن كودك يك دلبستگي عاطفي شديد به والد غير هم جنس پيدا مي‌كند و با والد همجنس به رقابت مي‌پردازد. اولين مثلث عاطفي بشر در آن موقع است. بعدا در سنين بزرگسال در رابطه‌هاي بين دو جنس مخالف هم، ناخودآگاه زن و مرد اين مثلث را به صورت معكوس درست مي‌كنند. زني كه در كودكي بر سر پدرش با مادرش رقابت مي‌كرد حالا مرد ديگري را سر راه همسرش قرار مي‌دهد تا با او رقابت كند. اين موارد در بسياري از اوقات نرمال است. مثلا در يك مهماني زن توجه خاصي به مرد ديگري مي‌كند و با او گپ مي‌زند و يا مرد با زن ديگري گرم مي‌گيرد كه باعث حسودي مي‌شود. حتي در مواردي اين مسائل به ظاهر معمولي كوچك، باعث تداوم رابطه زوجين مي‌شود چون اگر فردي احساس كند كه ديگري را تحت هر شرايطي دارد، بي‌اعتنا مي‌شود. بنابر اين مثلث‌هاي عاطفي مي‌تواند به قوام زندگي كمك كند اما تحت شرايطي مي‌تواند تشديد شود كه از آن‌جا به بعد وارد حوزه روان-آسيب‌شناسي مي‌شويم. يعني يكي از زوجين تعهدش را به هر نسبتي در رابطه با زوجش از دست مي‌دهد و خيانت جنسي شكل مي‌گيرد."

موارد نقض اين تعهد كه اسمش را خيانت گذاشته‌اند به نظر خيلي‌ها بيشتر از گذشته شده. آن‌ها اعتقاد دارند كه در زمان‌ هاي قديم روابط اين‌قدر سست و شكننده نبود.

پيدا كردن نمونه‌هايي از زنان در ايران كه با وجود مشكلات اخلاقي همسر يا بدرفتاري و ... از او جدا نمي‌شوند براي يك ايراني كار سختي نيست. زناني كه به قول خودشان " مي‌سوزند و مي‌سازند" و يا وقتي ديگر تحمل‌شان تمام مي‌شود در دادگاه‌ها مي‌گويند:" ديگر كارد به استخوانم رسيده بود". اصطلاحاتي كه اگر يك بار ديگر نگاهشان كنيم بسيار پرمعنا هستند.

 

معمولا وقتي زن‌ها متوجه خيانت مي‌شوند در اولين نگاه خودشان را با رقيب مقايسه مي‌كنند. آن‌ها خيلي زود نتيجه مي‌گيرند كه رقيب‌شان چندان هم آش دهن‌سوزي نيست و آن‌وقت يك سوال شروع به جويدن ذهنشان مي‌كند كه " چي كم بود؟" اما خيانت فقط تنوع طلبي جنسي نيست و حتي بسياري از مردها به دنبال زن "بهتر" در روابط جديدشان نيستند. آذردخت مفيدي، روانشناس، در اين باره مي‌گويد:" بخشي از اين مسائل در روان، طبيعي است يعني اگر دختري عاشق مردي بود طبيعي است كه ممكن است از فرد ديگري هم خوشش بيايد اما در انسان بخشي از روان وجود دارد به نام "من" يا  ego كه در فرد بالغ اين احساسات را كنترل مي‌كند و اجازه نمي‌دهد هر احساسي منجر به شكستن تعهد شود. اما اگر فردي از نظر رشد روان-جنسي بالغ نباشد و روح و رواني متناسب سن فيزيولوژيك خود نداشته باشد، اين تكانه‌ها باعث مي‌شود كه نتواند احساس و غريزه‌اش را كنترل كند."

انواع شخصيت‌هاي رشدنيافته به دلايل مختلف دست به خيانت مي‌زنند مثلا در بسياري از موارد ممكن است فرد بالغ از احساس تعهد بترسد و فكر كند كه نمي‌تواند مسئوليت چنين رابطه‌اي را بپذيرد، اين قضيه باعث مي‌شود كه او از رابطه تنگاتنگ فقط با يك نفر پرهيز كند. چون فرد بالغ مدام در حال انتخاب است و تنها پذيرش مسئوليت اين انتخاب را محدود مي‌كند.

 

همه مردان تا حدی می دانند که خیانت کار درست و پسندیده ای نیست و از ابتدا اکثر آنها حتی فکر خیانت را هـم به سـر خطور نـمی دهند ولـی مـتاسـفانه گاهی دچار این اشتباه و گناه بزرگ می شوند. در ادامه 10 دلیل اصلی خیانت در مردان را می خوانید.

 

دلیل شماره 10

عدم رقبت همسر به داشتن روابط جنسی 

برخی از زنان در روابط  زناشویی با شوهر خود ممکن است تمایل به این روابط را از دست داده و یا کمتر به این موضوع اهمـیت دهـنـد که ایـن امـر مـمـکن اسـت باعـث فشارهای روانی و جسمانی به مرد شده و منجر به کج روی او گردد.

دلیل شماره 9

خیانت همسر

برخی از مردان به بی وفایی و انحراف هـمسـر خـود پـی برده و تـنـها راه آرام کـردن و  فرونشاندن خشم خود را در مقابله به مثل می یابند که عملی غیر منطقی مینماید.

دلیل شماره 8 

زیاده خواهی و تنوع طلبی

برخی از مردان بدلیل داشتن میل به زیاده خواهی و تنوع طلبی و هیجانات کاذب و زود گذر  به این عـمل زشـت تن می دهند. آنها  به زن به دیده "غنیمت جنسی" می نگرند و با وجود یک زن در زندگی، تصور می کنند فرصتهای زیادی را از دست داده اند.

 

دلیل شماره 7

 بی خطر شمردن خیانت

ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد. این ضرب المثل قدیمی   تازمانیکه دوربین مدار بسته ای برای کنترل مردان وجودنداشته باشدحقیقتی محسوب ميشود. برخی تصور می کننـد که اگر خیانت بکنند کسی متوجه نشده و به کسی نیز صـدمـه ای نـخـواهـد رسیـد و ایــن استـدلال را بهانـه ای بـرای انـجام عـمـل زشـت خود  برمیشمارند. اما توجه داشته باشـیـد که هـر قـدر مـردان به دلیل عدم کنترل حیله گر تر شوند، زنان به همان اندازه شبکه جاسوسی و کنترلی خود را گسترش خواهند داد.

دلیل شماره 6

عقده های جنسی

بعضی مردان مایلند بدانند  که چقدر از لحاظ جنسی برای دیگر زنان جالبند و در روابط طولانی این سوال برایشان پـیش می آید که آیا هنـوز در بازار خریداری دارند یا خیر که یافتن این پرسش ممکن است آنها را بـرای رسـیدن بـه اهداف غیر مشروعشان سوق دهد.

دلیل شماره 5 

بولهوسی و هوسرانی

این یک حقیقت غیر قابـل انـکـار اسـت کـه مـردان هوسران توانایی "نه" گفتن در روابط جنسی را نُـدارنـد. بـا ایـنـکه آنـهـا بـطـور هـمیـشـگـی با پـیشـنهادات جـنسی بمباران   نمیشوند،  گاهی ممکن است موقعیتی ایستادگی ناپذیر برایشان پیـش آید. در ایـن زمان مردان بی جنـبه و هوسـبـاز تصـور می کنـنـد کـه این موقـیت شاید دیـگر هرگز در زندگی آنها ایجاد نشود و تن به زشتی میدهند.

دلیل شماره 4

 اخلاق و رفتار غیر قابل تحمل همسر

رفتارهای زشـت، نــق زدنــهـای دائـمی، نزاع ها و مجادله های فراوان دسـتور العمـل مناسبی برای ایجاد سردرد است و در تصـور برخـی مـردان ( البته به غلط )، خـیـانت بهترین راه فرار از جهنم خانه بوده و بهتر از آسپرین به درمان سـردرد کمک می کنــد.

 

دلیل شماره 3

 سهل انگاری زنان

 اکثـر زنـان خـیـلی سـریـع و راحت شوهرشان را بخـاطر رفتارهای بی وفـا مـنـشـانـه او  می بخشند که این موضوع شاید به دلیل ترس از تـنـهایی و یا فطرت رقیق القلبی زنان باشد.حتی ممکن است برخی از زنان خود را مقـصر اصلی خیانت شوهرشان پنداشته و قدمهایی رابرای بهبود روابطشان بردارند.این واقعیت که بسیاری از زنان به شوهرشان اجازه گریز از جرم و جنایت را میدهند ممکن است موجبات مضاعف شدن مشکلات آنها را فراهم آورد.

 

 دلیل شماره 2

 عدم جذابیت همسر

سر کردن مدت طولانی با یکدیگر گاهی اوقات باعث تنبلی و سستی زنان می شود. به این معنا که دیگر به سر و وضع خود نرسیده و جذابـیـتی نـدارد و مانـنـد گـذشته  به  شیفتن شوهرشان نمی پردازند. مرد نیز دیـگر همـسرش را زیبـا نیـافته و  زنـدگی با او هیجان و لذت قدیم را نخواهد داشت.

 

 دلیل شماره 1

 از بین رفتن عشق و علاقه

افسوس که پس از گذشت زمـان طـولانــی با هــم بـودن، بـرخــی مـردان آن عــشـق و عــلاقه و احـساساتـی را که در ابتدا به همسرشـان داشتند، از دست میدهند.  اما این رابطه به جزئی از وجودشان مبدل شـده. جـدایی بسیار دردناک و تاثر برانگیزاست. پس بجای جدایی باید چاره ای اندیشید و به زندگی شیرین در کنار هم ادامه داد.

 

نتیجه: خیانت در زندگی امری نکوهیده و ضد اخلاقی است که اثرات زیان بار آن قطعا" دیر یا زود گریبان گیر فرد خواهد شد. بنابراین چنانچه مشکلی در روابط وجود دارد باید با دید باز به آنها نگریست و با اندیشه و تدبیر سعی در حل آنها نمود. صادق باشید.

 در اين قسمت به 10 نشانه خيانت در مردان اشاره مي كنيم. اين علائم  ممكن است شروع قصه اي غم انگيز باشد پس سعي نماييـد حـواس  خود را بيشتر جمع كنيد.

   نشانه شماره 10   

   افزایش ساعات کاری

 بیشترشدن مدت زمانی که بقول او بدلیل اضافه کاری یا جلسه سر کار میماند یکی از نشانه های مهم است. این فرصت خوبی است برای ملاقات و قرارهای عاشقانه.

 نشانه شماره 9

 تفکر زیاد و خیره شدن

بتازگی زیاد توی فکر است، معمولا" به یک نقطه خیره میشود و در افکار خود فرو رفته، آیا مشکل کاری دارد؟ با کـسی دعوایـش شده؟ اگر نـه پـس از خـواب خـرگوشـی بیدار شوید.

 نشانه شماره 8

 کم حرفی و سرد مزاجی

 یکی از نشانه ها این است که او دیگر در خانه حرف نمی زند و یا بسیار کم حرف شده است، با شما به سردی برخورد کرده و  احساسات شما را بی معنی می انگارد و دیگر حرفهای عاشقانه نمیزند.

 نشانه شماره 7

 مخفی کردن موبایل و تلفنهایی بی جواب

موبایلش را هیچگاه از خودش دور نمیکند ،هنگام زنگ خوردن بسرعت سراغش رفته و به آرامی صحبت می کند. تلفنهای مشکوک و مزاحم زیاد شده است.

نشانه شماره 6

 عدم تمایل به روابط جنسی

 در صورت وجود روابط  پنهانی شـور و هـیجان همسر شما برای سکس از بین رفته و دیگر مانند گـذشـته تـمایـلی به داشـتن این روابط ندارد او سرد و بیتفاوت از کنار شما خواهد گذشت.

نشانه شماره 5   

  اتهام به خیانت

از قدیم گفتن "دست پیش بگیر تا پس نیـفتـی" و  "کافـر هـمـه را بـه کیش خود پندارد". بله او شما را به خیانت متهم می کند در حالی که هیچ دلیل و مدرکی ندارد. چون خود چنین افکاری درسردارد اینطور می انگارد که شما نیز به دنبال کج روی و تقلب هستید.

انگ زدن های بی مورد، سوال پیج کردنهای پی در پی و بدون منطق می تواند نشانه مهمی برای خیانت در او باشد.

 نشانه شماره 4

 جبهه گیری و پرخاشگری

 هنگامی که از او میپرسید "چرا دیر کردی؟" یا "چرا موبایلت خـامـوش بود؟" او با لحني تند و چهره اي برافروخـته شـروع بـه توجـیه شـما می کـند و با اسـترس پاسخ سوال را می دهد. برای هر موضوع بی اهمیتي شروع به بهانه تراشی و تند خویی می کند.

 "آنکه از حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟" هر قدر پاسخها با لحن آرامتر و منطقی تر بیان شوند، احساس صحيح بودن آنها بیشتر تقویت خواهد شد و بالاعکس.

 نشانه شماره 3

 احساس گناه و شرمندگی زیاد

 او بدلیل گناهی که در مورد شما مرتکب شده احسـاس گـناه و عذاب وجدان می کند بنابراین وقتی هدیه ای به او می دهید و یا کار غیر منتظره ای برایش انجام می دهید، چهره اش منقلب شده و علائم شرمندگی در چهر ه اش موج خواهد زد.

 نشانه شماره 2

 تغییر شخصیت وشکل ظاهری

نوع لباس پوشیدن او تغییر می کند، جملات جدید بیان می کند، حرکات متفاوت از او سر می زند، ساعت خواب و بیداریش تغییر می کند، غذاهای جدیدی طلب می کند. بـیـشتر حـمام مـی رود، مـوهای خـود را بـرخـلاف گـذشـتـه حـالـت داده و آغـشتـه بـه ژل می نماید.

او می خواهد مطابق با میل دیگری رفتار کند، لباس بپوشد، حرف بزند، غذا بخورد و ...

 

نشانه شماره 1

  افزایش ناگهانی ساعت  کاری در اینترنت

امروزه اینترنت و اسلحه بسیار قوی آن یعنی "چت" وسیله ای مطمئن و امن برای رد و بدل حرفهای عاشقانه و الـبته درد دل های شبـانه بــرای عشـاق تازه بـهـم رسیده و یا نرسیده تلقی می گردد. گـذراندن سـاعتهای متـمادی شـوهرتان را در جـلـوی کامپیوتر بحساب انجام کارهای اداری و استفاده عـلمـی او از کامـپـیوتر نـگذارید و کمـی بیـشتر حواستان را جمع نمایید.

  نتیجه: گرچه نـشـانه های ذکر شـده به هیـچ عنـوان دلیـل قطعی برای خیانت مردان محسوب نمیگردد، دانستن آنها برای پیشگیری از خیانت پیش از وقوع مفید می باشد. فضای خانواده خود را با صداقت و صمیمیت گرمتر و جذاب تر نمایید.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 7:28  توسط مریم   | 

تو اون شركت كار ميكني هنوز خونه نداري........

شنيديم كه شركتتون خيلي به فلان جا كمك ميكنه.......

شنيديم سهام شركتتون اينقدر است.......

شنيديم شركتتون  در راه اندازی چند تا از شرکت های بزرگ مشارکت داشته .......

اونوقت تو اونجا كار ميكني هنوز خونه نداري..........

شنيديم بعضي از كارمندهاي اونجا ۲ تا و ۳ تا خونه دارند ( با بند پ پارتی بازی)...... ( منظور نور چشمي ها)

میگن اونهایی که ۲ یا ۳ تا خونه دارند سابقه کار دارند.....به نظر من اینها همه بهانه است......کسی که ۱۵ سال سابقه کار داره باید ۲ یا ۳ تا خونه داشته باشه کسی که مثل من ۷ سال سابقه کار داره باید ۸ سال دیگه صبر کنه شاید بهش خونه تعلق بگیره آخه این انصاف است.....من ۸ سال دیگه خونه میخوام چیکار من الان احتیاج دارم به خونه دار شدن........

ميگم آخه چرا اين حرفها را به من ميگيد بريد به مدير عامل محترم بگيد شايد فرجي شد تصميم گرفت كه به كارمندهايي مثل ما هم خونه بده....... خوب مگه چي ميشه...... آرزو بر جوانان عيب نيست ......

من نميدونم اونهايي كه بهشون خونه دادند رفتند چي گفتند يا چه كار كردند......كاشكي من هم بلد بودم...... ( نميدونم اسمشو ميزارن پاچه خواري يا چيز ديگه)......

ولي خوش به حالشون ديگه حداقل دغدغه خونه داشتن را مثل ما ندارند......نگران نيستند كه زود سال ميگذره و سر سال ميشه يا بايد خونه را تخليه كني يا بايد كرايه را اضافه كني......

حالا خدا را شكر ما بچه نداريم وگرنه ميگفتند چونكه بچه داريد خونه خوب ممكنه گيرتون نياد.....الان صاحبخونه ها ديگه به بچه دارها خونه نميدند يا اگر هم بدند قيمت هاي آنچناني من هم گفتم تا خونه نخرم بچه دار نميشم......

كاشكي مدير عامل ما اين حرفهاي ما را ميشنيد يا مي خوند شايد تأثيري داشت .......

همش كاشكي و شايد است اي كاش اين كاشكي ها و شايدها به واقعيت برسند......

آقای مدیر عامل شنیدم که شما خیلی خیرخواه هستید و به همه سازمانها و ارگانها و مردم نیازمند کمک می کنید و در کارهای خیر هم مشارکت می کنید چرا به نیازهای کارمندهای خودتون توجهی نمی کنید....

آقای مدیر عامل به خدا چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است......

يعني  میشه مدير عامل ما امروز اين كامنت را بخونه فردا تصميم بگيره كه به كارمندهايي مثل من خونه بده اونوقت چقدر ثواب كرده ......کارمندها تا آخر عمر همه دعاگوش هستند......هميشه ازش به خوبي ياد مي كنند.....

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 7:43  توسط مریم   |