|
|
|
|
|
خسته ام از اين دنياي به ظاهر زيبا، از اين مردم كه به ظاهر صادق و باوفا اند، خسته ام از دوري، از درد انتظار، خسته ام از اين همه دروغ و نيرنگ......خسته ام آري پرودگارا از اين دنيا خسته ام، از آدم هايش از دروغ هايش از نيرنگ هايش خسته ام...... پس كو صداقت و محبت؟ چرا اندكي محبت در ميان دل مردم نيست همش نيرنگ پيداست... ديگر دست محبتي در ميان مردم نيست، ديگر عشق پاك و مقدس در ميان مردم نيست... سفره دل مردم همش دروغ است ولي به ظاهر پاك و صادقانه است..... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 13:2 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر به راستی می خواهید روح مرگ را ببینید ، دروازه دل خود را به روی زندگی باز کنید. زیرا که زندگی و مرگ یک چیزند ، چنان که رودخانه و دریا هم یک چیزند.
است تا دست تفقدی برشانه اش بگذارد . آیا چوپان در زیر لرزش خود شاد نیست از این که نشان پادشاه را بر تن خواهد داشت ؟ و با این همه آیا او از لرزش خود آگاه نیست؟
بالا برود وبگستردو بی هیچ مانعی خدا را بجویید؟
امام علی (ع): هنگامي كه قسمتي از نعمت به شما رسيد با كم شكري، باقيمانده آن را فراري ندهيد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 14:40 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
بوي گلها آدم را مست مي كرد....گلهاي متنوع با انواع رنگهاي قشنگ......دهكده گل محلات را ميگم...گل زبون مادرشوهر خيلي بامزه بود بزرگ و تيغ تغي، گل صندلي مادر زن گرد مثل جوجه تيغي طبيعت محلات سرچشمه آبشارش ........چقدر زيبا و دلنشين همه اومدند از هر قشري متوسط ، فقير، ثروتمند ظهر همه سفره ها گسترده هر كس بنا به بودجه خودش يكي چلوكباب، يكي تن ماهي، يكي نون و پنير ...فرقي نميكنه همه مي خواستند از طبيعت خداوند استفاده كنند ....... من پنجشنبه از تهران مهمون داشتم سه تا خانواده با حال جمعه صبح همه را برديم محلات...البته اينو بگم اين خانواد هاي با حال ساعت ۶ صبح صداي نوار را زياد كردند همه شروع كردند به رقصيدن ....فكرشو كنيد...طوري شده بود كه بچه همسايه پاييني صبح با صداي نوار از خواب بلند شده بود مستقيم اومده بود بالا خونه ما شروع كرد به رقصيدن ....جاتون خالي خيلي خوش گذشت...تا ساعت ۸ پايكوبي كردند بعد هم صبحانه را خوردند راه افتاديم به سوي محلات..... وسط راه نگه داشتيم .....آخه نمي تونستيم از اين همه گل هاي قشنگ كنار جاده بگذريم ....خلاصه نگه داشتيم كلي گل چيديم...... خدايا عظمتت را شكر....بزرگيت را شكر.....فقط ميتونم بگم خدايا شكرت كه اين همه نعنمت به ما ارزاني كردني بدون هيچ منتي...... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 7:31 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
به دنبال کسي باش که تو را به خاطر زيبايي هاي وجودت زيبا خطاب کند نه به خاطر جذابيتهاي ظاهريت who calls you back when you hang up on him who will stay awake just to watch you sleep کسي که بيدار خواهد ماند تا سيماي تو را در هنگام خواب نظاره کند wait for the guy who kisses your forehead who wants to show you off to world when you are in your sweats who holds your hand in front of his friends wait for the one who is constantly reminding you how much he cares about you and how lucky he is to have you در انتظار کسي باش که بي وقفه به ياد توبياورد که تا چه اندازه برايش مهم هستي و نگران توست و چه قدر خوشبخت است که تو را در کنارش دارد wait for the one who turns to his friends and says that's her |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 8:2 توسط مریم
|
|
||
|
|
|
|
|
به غير از وقت هر چيز ديگر قابل خريداري است
خدا را كم نشين با خرقه پوشان رخ از رندان بي سامان مپوشان
در اين خرقه بسي آلودگي هست خوشا وقت قباي مي فروشان
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 7:23 توسط مریم
|
|
||